الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

381

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) فصل يازدهم / فرستادن عبيد الله زياد سرهاى طاهره را به شام ( ارشاد ) چون مردم از گردانيدن آن سر پاك در كوفه فراغ يافتند به قصر بازگردانيدند و ابن زياد آن را با سرهاى ديگر ياران آن حضرت به زحر بن قيس [ 1 ] داد و با جماعتى از اهل كوفه از جمله ابا بردة بن عوف ازدى و طارق بن ابى ظبيان و همه را به شام نزد يزيد فرستاد كه لعنت بر همه باد . ( 2 ) مؤلف در اينجا تمثّل به قول امير المؤمنين عليه السّلام كرد كه دربارهء كشتگان صفين فرمود : « اين الّذين تعاقدوا على المنيّة و ابرد برءوسهم الى الفجرة » . « كجايند آنها كه بر مرگ هم پيمان شدند و سرهاشان را پيكان براى فاجران بردند » و هم به قول اين شاعر : بنفسى رءوس معلنات على القنا * الى الشّام تهدى بارقات الاسنّة بنفسى خدود في التّراب تعفّرت * بنفسى جسوم بالعراء تعرّت

--> [ 1 ] زحر بن قيس بفتح راى معجمه و سكون حاء مهمله است و در كتاب احيا به جيم سهو كاب و مطبعه است در كتاب مزبور از ابن كلبى كه از بزرگان شيعه است روايت مىكند كه : زحر بن قيس بن مالك بن معاوية بن سعنه ( به سين مهمله و نون ) جعفى ادراك عهد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرد و از دلاوران بود و با على - عليه السّلام - بود امير المؤمنين هر وقت او را مىنگريست مىفرمود : هر كس خواهد شهيد زنده را نگرد او را ببيند ( نمىدانم مدح است يا ذم ) و او را حامل مدائن فرمود و چهار پسر داشت همه از اشراف و اعيان كوفه بودند يكى فرات نام داشت كه مختار او را كشت و ديگرى جبله بود با ابن اشعث كشته شد و در سپاه ابن اشعث قاريان خوارج سپرده بودند و حجاج گفت : هر فتنه كه برخيزد خاموش نمىشود مگر يكى از سران و بزرگان فتنه كشته شود و اين از عظماى يمن است و سوم جهنم نام داشت با قتيبة بن مسلم به خراسان بود ولايت گرگان داشت و چهارم حمال نام داشت در روستا مىزيست انتهى . و جهم با قتيبة بن مسلم داستانى دارد كه ذكر آن كنيم ان شاء اللّه و از اين عبارت ارشاد و عبارات ديگران معلوم مىشود كه سر مطهر را زودتر فرستادند و خاندان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در كوفه بودند تا ابن زياد نامه به يزيد نوشت و دربارهء اسرا تكليف خواست و يزيد جواب نوشت كه آنها را به شام فرستد چنان كه عمر سعد هم سر مطهر را براى ابن زياد زودتر فرستاد همان عصر عاشورا و فرداى آن روز خود با اهل بيت روانه شد و در اين مواقع رسم است كه زير دستان براى چاپلوسى اظهار خدمت زودتر سرهاى مقتولين و شهدا را براى امراى خود مىفرستند .